على اكبر قرشى بنابى

8

تفسير احسن الحديث (فارسى)

ستانده مىشود ، او بر هر شيء توانا و به هر شىء داناست ، او اول و آخر و ظاهر و باطن است ، آسمانها و زمين را در شش دوران آفريد ، تدبير آنها را در دست گرفت ، هر چه در زمين فرو رود و هر چه از زمين بيرون آيد ، هر چه از آسمان نازل شود و هر چه در آن بالا رود ، پيش خدا معلوم است ، انسانها در هر جا كه باشند در حضور خدا هستند ، برگشت تمام كارها به خداست ، اوست كه شب را به جاى روز و روز را به جاى شب داخل مىكند ، از مكنونات خاطر همه آگاه است . عجبا ! ! ، اين چه توصيفى است ، اين آيات چه واقعيتى القاء مىكنند ؟ از امام سجاد عليه السّلام از توحيد پرسيدند فرمود : خداى عزّ و جلّ مىدانست كه در آخر الزمان مردمان محقق و موشكاف خواهند آمد ، از اينرو سورهء قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و آيات سورهء حديد را كه آخرش وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ است نازل فرمود پس هر كه براى خداشناسى غير از اين جويد هلاك است . « سئل على بن الحسين عليه السّلام عن التوحيد ؟ فقال ان اللَّه عز و جل علم انه يكون في آخر الزمان اقوام متعمّقون فانزل اللَّه تعالى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و الآيات من سوره الحديد الى قوله وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ فمن رام وراء ذلك فقد هلك « 1 » عقل انسان از اين ترسيم و از اين بيان و آله و حيران است ، آنچه مشكل را سهل مىكند آنست كه گوينده اين سخن خداست اوست كه ذات پاك خويش را معرفى مىكند . مرحوم صدر المتالهين مىگويد : من اغلب در باره آيات اول سورهء حديد تأمل مىكردم تا در كتاب كافى بروايتى برخوردم حاصلش آن بود كه ميدانست در آخر الزمان . . . از ديدن اين روايت مسرور گشتم « 2 » .

--> ( 1 ) كافى كتاب التوحيد باب النسبة حديث 3 . ( 2 ) حاشيهء مجمع البيان .